اپیزود اول
دوست پدرم مدیر مدرسه ی شمس الدین طبس بود کسی که تمامی دانش آموزان تحت فرمانش بودند و اگر در ساعات خارج از مدرسه هم دانش آموزی را می دید فقط نگاهش می کرد آب گرمی از پاچه هایش سرازیر می شد. شیوه اش مقتدرانه بود و همه دانش آموزان از وی حساب می برند البته نتایجیش فی الحال معلوم است چرا که همان چند دکتر و مهندس و معلم و اونائی که دستشان لااقل به دهانشان می رسد مال همان دورانند. علیرغم اخم دائمی که بر پیشانی اش بود ولی من به شدت دوستش داشتم و دارم. اون زمان خیلی با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم یادمه یه روز به همراه پدرم و ایشون یعنی آقای کریمی فرد به گردش رفتیم و در مسیر هر بچه ای که او را می دید بی اختیار فرار می کرد ( البته نه اینکه ایشون آدم خشنی باشد نه ، شیوه اش اینگونه بود) ولی من خیلی احساس آرامش می کردم. همانطور که در مسیر می رفتیم با یکی از دانش آموزانش برخورد کردیم بد بخت از شدت ترس در جایش خشکش زده بود و پاهایش یارای فرار کردن نداشت و نمی دانست باید چکار کند تا اینکه پدرم ضامنش شد و بنده خدا خلاصی یافت ولی نمیدانم چه شده بود که در مسیر برگشت ما شلوارش را عوض کرده بود و مسیر خانه شان را می رفت. آن زمان من به کودکستان میرفتم ولی از آنجائی که عادتم بود پله های نردبان را چند تا یکی بالا بروم و آقای کریمی فرد را هم خیلی دوست داشتم کیفم را به دوشم انداخته و می رفتم جلو مدرسه ی شمس الدین می ایستادم و ایشان با مهربانی مرا به داخل محوطه راه می داد . همیشه وقتی آغاز سال تحصیلی می شود و یا روز معلم خاطرات آن دوران برایم زنده می شود . در قالب این پست و با اندکی هم تاخیر این هفته را به آقای کریمی فرد تبریک می گویم . امیدوارم هر جا که هست تندرست و سلامت باشند.
اپیزود دوم
آقای علی مشهدی معلم کلاس اول ابتدائی من بود و حسابی آدم مهربان و دوست داشتنی . ما همه دانش آموزان کلاس اول ابتدائی به او عادت کرده بودیم . الفبا را از او آموختیم حتی بابا آب داد ، حتی برادر انار دارد ، آن مرد در باران آمد ، آن مرد تند آمد و... تا اینکه در حادثه اهمن بهمن جانش را از دست داد . یادش بخیر و روزش گرامی
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:39 توسط ابوالفضل طبسی
|
موسسه خیریه عرشیان بیهق
نام و نام خانوادگی متقاضی : نام پدر: متولد سال : شماره شناسنامه :
تلفن ثابت: تلفن همراه : آدرس :
مضامین جشنواره :
بخش غیررقابتی : نمایشهای آئینی کوتاه ، افسانه های قدیمی ( آوسنه ) ، اشعار محلی ، لالائی ها ، بیت و بجه
بخش رقابتی : غذاهای سنتی سبزوار
بخش جنبی : سرآشپز مهمان از دیگر استانهای کشور
متقاضی شرکت در بخش :
غذا سنتی آوسنه نمایش شعر لالائی بیت و بجه
اگر متقاضی شرکت در بخش غذای سنتی می باشید لطفاً این قسمت را تکمیل فرمائید :
نام غذاهای پیشنهادی 1 - اولویت اول : 2- اولویت دوم :
1- مواد لازم :
2- مواد لازم :
زمان طبخ غذا : 1- 2-
تزئینات پیشنهادی غذا ( سفره آرائی ، نوشیدنی و....) : دارم ندارم
هدف شما از شرکت دراین بخش چیست ؟ جایزه معرفی فرهنگ غذائی سبزوار علاقه هدفی ندارم برای هیجان و تفریح سایر موارد..........
مایل به پخت نان در تنور می باشید ؟ بلی خیر اگر بلی چه نانی را می پزید ؟................................
تکمیل و تائید این فرم به منزله پذیرش کلیه ضوابط جشنواره می باشد و هیچگونه اعتراضی پذیرفته نمی شود.
امضاء متقاضی : تاریخ تکمیل فرم : نام دستیار:
اگر متقاضی شرکت در بخش غیر رقابتی می باشید لطفاً این قسمت را تکمیل فرمائید :
نمایش عنوان نمایش : نام گروه : مدت زمان نمایش :
تعداد بازیگران و عوامل به تفکیک :
خلاصه نمایش :
آوسنه نام افسانه : شرکت کننده از شهر/روستا : مدت زمان :
خلاصه افسانه :
شعرمحلی نام شعر : شرکت کننده از شهر/روستا : مدت زمان :
چند بیت از شعر :
لالائی شرکت کننده از شهر/روستا : مدت زمان :
چند بیت از لالائی :
بیت و بجه شرکت کننده از شهر/روستا : مدت زمان :
به کلیه شرکت کنندگان در این بخش گواهی شرکت اهداء می گردد .
جوایز ارزشمندی به شرکت کنندگان در این بخش اهداء می گردد.
در هرشب یک نمایش ، سه شعرمحلی ، دو لالائی ، یک افسانه ویک بیت وبجه توسط صاحبان آثار به اجرادرخواهدآمد
امضاء متقاضی : تاریخ تکمیل فرم :
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 17:37 توسط ابوالفضل طبسی
|
موسسه خیریه عرشیان بیهق
بخش غذاهای سنتی
به منظور گرامیداشت اعیاد شعبانیه و همزمانی موالید مسعود با سالگرد دومین سال تاسیس موسسه خیریه عرشیان بیهق اولین جشنواره آئینی سنتی سربداران در تیرماه 1391 با هدف حفظ و اشاعه فرهنگ عامیانه شهرستان سبزوار برگزار می گردد. دبیرخانه جشنواره برای باشکوه برگزارکردن جشنواره برنامه ریزی های خاصی را در نظر گرفته است ، لذا جهت تحقق اهداف جشنواره به نکات ذیل توجه و دقت فرمائید:
1- متقاضی با غذای پیشنهادی می بایست درجشنواره شرکت نمایدودرصورت تغییرات باید فرم ثبت نام خودرا تغییردهد.
2- مواد لازم و ظروف برای تهیه غذا ، سفره آرائی ، نوشیدنی و هرگونه تزئینات دیگر بر عهده شرکت کننده می باشد.
3- لوازم برای طبخ غذا از قبیل اجاق گاز ،آب و تنور توسط دبیرخانه تدارک دیده می شود.
4- هر متقاضی می تواند از یک نفربه عنوان دستیار در آشپزی استفاده نماید.
5- فرصت طبخ غذا از ساعت شروع برنامه تا پایان آن می باشد ، متقاضی باید نیم ساعت زودتر جهت تدارک آشپزی در محل برگزاری جشنواره حاضر گردد.
6- شرکت برای عموم آزاد می باشد و هیچ محدودیت سنی و زن یا مرد بودن برای شرکت کنندگان وجود ندارد .
7- متقاضی موظف است در وقت تعیین شده از طرف دبیرخانه ، در جشنواره حضور پیدا کند.
8- در صورت شرکت غذاهای رایجی مانند کمه جوش به تعداد زیاد و یا هرنوع غذای مشابه دیگر، از بین متقاضیان برای شرکت ، قرعه کشی به عمل خواهد آمد.
9- به تمامی شرکت کنندگان در جشنواره گواهی شرکت اهداء خواهد شد.
10- متقاضیان فقط با یک نوع غذا می توانند در جشنواره شرکت نمایند .
11- در هر شب از جشنواره حداکثر 5 نفر شرکت کننده به رقابت خواهند پرداخت .
امتیازات ویژه :
1- اگر شرکت کنندگان با لباس محلی در جشنواره شرکت نمایند .
2- اگر غذای شرکت کننده صد درصد سبزواری باشد.
3- اگر از ظروف سنتی و قدیمی استفاده نماید .
4- اگراز نظر بویائی برای تماشاگران جالب باشد .
5- اگر شیوه خاصی برای آشپزی پیشنهاد گردد.
6- اگر توجه خاصی به بهداشت غذا داشته باشد .
7- اگر نان سنتی خاصی را در تنور بپزد و سالم از تنور بیرون بیاورد .
8- اگر زوج جوان باشند و دو نفری در جشنواره شرکت نمایند.
بخش جنبی : در صورت شرکت آشپز مهمان از استانهای دیگر کشور این بخش خارج از مسابقه برگزار می گردد .
ملاحظات :
1- لطفاً در صورت قطعی بودن تمایل شما برای شرکت در جشنواره غذا فرم ثبت نام را تکمیل فرمائید. (دبیرخانه جشنواره هزینه هائی را که توسط اسپانسر برنامه تامین گردیده صرف تبلیغات و اجرای برنامه می نماید ، لذا با اطمینان کامل فرم شرکت را تکمیل فرمائید )
2- در صورت انصراف حداقل 10 روز قبل از برگزاری جشنواره به دبیرخانه اعلام فرمائید تا فرم ثبت نام باطل گردد و متقاضیان در لیست انتظار فرصت شرکت پیدا نمایند.
3- هرگونه تغییرات در برگزاری جشنواره از طرف دبیرخانه قبلاً اطلاع رسانی خواهد شد.
هیئت داوران : 2 نفر کارشناس تغذیه ، یک مسئول ، یک هنرمند ، یک نفر از اسپانسر ( فقط دو نفر کارشناس تغذیه در هر شب ثابت می باشند
جوایز :
1- به دو نفر از شرکت کنندگان در هر شب جوایز ارزشمندی اهداء خواهد شد .
2- هدایای حامیان جشنواره و عرشیان بیهق هرشب به شرکت کنندگان اهداء می گردد .
3- در صورت صلاحدید هیئت محترم داوران و برابری امتیازات ، امکان معرفی افراد برتر دیگر وجود دارد.
4- به یک نفر از شرکت کنندگانی که از نگاه تماشاگران امتیازی دریافت نماید جایزه تعلق می گیرد .
زمان برگزاری جشنواره : 14 الی 16 تیرماه 91
محل برگزاری جشنواره :
سبزوار – میدان لاله – سالن روباز مجتمع فرهنگی هنری اسرار - تلفن دبیرخانه : 2221556 – 0571
آدرس دبیرخانه :
سبزوار – خیابان بیهق – بیهق 22 – موسسه خیریه حمایت از کم توانان ذهنی عرشیان بیهق – واحد روابط عمومی
تلفن : 2221557 - 0571
دبیرخانه اولین جشنواره آئینی سنتی سربداران همه روزه صبح و عصر پاسخگوئی سوالات علاقمندان به شرکت در جشنواره خواهد بود. صبح : 8 الی 13 عصر : 16 الی 20
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 10:43 توسط ابوالفضل طبسی
|
وقتی استکانها به یک قطار شده و پشت سر هعم ردیف می شوند = می خواهد مهمانی بیاید
وقتی کلاغ قجه ( نوعی کلاغ با بالهای سیاه و سفید) قج قج می کند یاهمان قارقار
= مسافری در راه است و نزدیک است که برسد.
وقتی دو تا مرد در کوچه ای ایستاده اند یک زن و مخصوصاْ دختران دم بخت از مابین آنها رد نمی شوند و مردها در یک طرف می ایستند و زن می رود .
وقتی خاک بر میت میریزند هریک از افراد که بیل به دست گرفته بیل را زمین می گذارد و نفر بعد از زمین بر میدارد. شگون ندارد
وقتی احشام دل درد دارند می برند دور قبر کفتار می چرخانند و نتیجه می گیرند.
برای دیدن حضرت خضر چهل روز جلو خانه را آب و جارو می کنند طوری که کسی آنان را نبیند.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 20:24 توسط ابوالفضل طبسی
|
چهارشنبهسوری یکی از جشنهای ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سهشنبه شب) برگزار میشود. در شاهنامه فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبهسوری است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده است.
واژه «چهارشنبهسوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفتهاست و سوری که به معنی سرخ است ساخته شدهاست.
مراسم چهارشنبه سوری :
چهارشنبه آخر سال ( چهار شنبه سوری )-یکی از آیین های نوروزی امروز - که بایستی آمیزه ای از چند رسم متفاوت باشد - «مراسم چهارشنبه سوری» است که در برخی از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال گویند.
برگزاری چهارشنبه سوری، که در همه ی شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال (یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه)، بیرون از خانه، جلو در، در فضایی مناسب، آتشی می افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روی آتش می پرند و با گفتن : «زردی من از تو، سرخی تو از من»، بیماری ها و ناراحتی ها و نگرانی های سال کهنه را به آتش می سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند و در روستاهای سبزوار با برپائی آتش که بیشتر گون و یا جمع آوری آلودگی باغات بود بعد از پریدن از روی آتش می گفتند:
غم بارا شادی بیا محنت بارا روزی بیا سال نو بیا خوب بیا محنت بارا شادی بیا بعداز پایان آتش ، زن خانه خاکسترهای آتش را جمع آوری کرده و به بیرون ، به دور دست می برد و اهالی خانه از او سوال می کردند : به کوج مری ؟ به کیچه مری ؟! دردو بولای خنه مار و بیری از خنه بابور . خاکسترهارا به بیرون از خانه می برد و در سرگذری بادگیر می گذاشت که باد آنرا با خود ببرد و یا در آب روان می ریخت تا که آب خاکسترهارا ببرد ، وقتی به خانه برمی گشت و درب میزد
بزرگ خانه می گفت: کیستی زن: مویوم مرد: از کوج می یی ؟! زن : از عریسی : چیش اووردی ؟ تندرستی
آتش افروختن شب چهارشنبه ی آخر سال، یا چهارشنبه آخر صفر را ، برخی به قیام مختار نسبت می دهند : مختار سردار معروف عرب وقتی از زندان خلاصی یافت و به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد، برای این که موافق و مخالف را از هم تمیز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شیعیان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و این شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد.
از باورها و رسم های چهارشنبه سوری که هنوز به کلی فراموش نشده اند ودر برخی از شهرها و روستا ها هنوز این مراسم ها برگزار میشوند عبارتند از:
کوزه شکنی:
مردم بعد از آتش افروزی مقداری آب و یا سکه کم ارزش را داخل کوزه می انداختند وهمه افراد خانواده دور سر خود می چرخاندند. آخرین نفر کوزه را به پشت بام می برد و به داخل کوچه پرت می کند و می گفت:
ها پیمَنه ها پیمَنه درد و بولام باخره وجونه پیمَنه
آنان باور داشتند که با این کار تیره بختی، شوربختی و تنگدستی را از خانه خود دور می کنند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 19:17 توسط ابوالفضل طبسی
|
هیئت مدیره موسسه خیریه عرشیان بیهق یکشنبه ۱۴ اسفندماه ۹۰ طرح و شیوه نامه اجرائی اولین جشنواره آئینی و سنتی سربداران را که از طرف روابط عمومی موسسه پیشنهاد گردیده بود مصوب نمود.این جشنواره که قرار است به مناسبت سالگرد تاسیس موسسه در تیرماه ۹۱ به مدت ۳ روز برگزار شود به مضامین فرهنگ عامه سبزوار همچون موسیقی مقامی، نمایشهای آ ئینی کوتاه ، افسانه های قدیمی ، اشعار محلی سبزواری و به ویژه غذاهای سنتی می پردازد.
جشنواره سربداران باهدف احیاء و اشاعه ی فرهنگ عامه ی سبزوار و افزایش نشاط و شادابی اجتماعی ویژه خانواده ها برگزار می گردد.
در این جلسه ابوالفضل طبسی سرپرست گروه هنری سلانه با توجه به سوابق اجرائی در زمینه فولکولور و فرهنگ عامه و ارائه دهنده طرح به عنوان دبیر اصلی جشنواره مشخص گردید.
ابوالفضل طبسی در خصوص چگونگی برگزاری جشنواره سربداران گفت : تا کنون در سبزوار جشنواره ای به این شکل و کلی برگزار نگردیده است در حالی که سبزوار در زمینه آداب و رسوم سرآمد دیگر شهرهاست و می بایست جهت ترویج فرهنگ عامه سبزوار تلاش نمود که این جزء اهداف اصلی جشنواره است. برگزاری این جشنواره در ماه شعبان می تواند نقش موثری جهت جذب توریسم و آشنائی گردشگران با آداب و رسوم سبزوار را داشته باشد.
دبیر جشنواره سربداران افزود: تقدیر و تجلیل از دو هنرمند پیشکسوت نمایشهای آئینی سبزوار از دیگر اهداف برگزاری این جشنواره می باشد چراکه این افراد برای فرهنگ کهن سبزوار اهتمام ورزیده اند و در جشنواره های مختلف نام سبزوار را به احتزاز در آورده اند و قدر دانی از این افراد کمتر کاری ست که باید انجام شود.
طبسی ضمن قدر دانی از هیئت مدیره موسسه عرشیان بیهق ، خواستار حمایت و همکاری مسئولین شهرستان از برگزاری جشنواره گردید.
برگرفته از وبلاگ موسسه عرشیان بیهق
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 17:24 توسط ابوالفضل طبسی
|
در آئین ها ، رقص ها و حرکات محلی که همراه با آهنگ های اصیل در نقاط مختلف کشور اجرا می شود معانی و تعابیر زیبایی نهفته است که گویای سر منشا و ریشه شکل گیری آن در گذشته و نشان دهنده این اصل که هر یک از این رقص ها و آئین های محلی به ضرورت زمان شکل گرفته اند و حرکاتی بی معنا و از سر لهو و لعب نیستند.
این آئین های کهن نشان از غنای فرهنگی ایران زمین دارد و سبزوار با پیشینه قوی فرهنگی خود از این قاعده مستثنی نیست،شهرستان سبزوار در آیین هایی که حدود سه تا چهار هزار سال قبل در این شهرستان اجرا می شده دارای نمادهای برجسته ای است که هریک از آنها قابلیت نگارش کتابی مستقل دارد.
به گفته محقق وکارشناس باستان شناسی سبزوار اوج گیری آئین اسب چوبی سبزوار مربوط به زمان مغولان است و در گذشته ایرانیان از طریق رقص های محلی هم دختران و هم پسران خود را برای رزم آماده می کردند.
محمد عبدالله زاده ثانی در رابطه با چگونگی شکل گیری این آئین گفت : در زمان حکومت مغولان که اجازه رزم آموزشی و تمرین منش های پهلوانی به جوانان داده نمی شد تنها راه آموزش از طریق این رقص ها بود .
وی توضیح داد : از سویی به دلیل آنکه مغولان به حدی از گستاخی رسیده بودند که به صورت گروهی یا تک نفره به مراسم ها و جشن های عروسی حمله می کردند و با کشتن داماد ، عروس را می دزدیدند ، مردم سبزوار برای آمادگی در مقابل چنین تجاوزاتی از طریق برگزاری مراسمی مثل اسب چوبی جنگیدن و نحوه مقابله با دشمن را تمرین می کردند.
وی افزود: در این مراسم ها اسب چوبی نمادی است از تک سواری که می آید اگر تک سوار دوست باشد از آن استقبال می شود و اگر دشمن باشد توسط مردم از بین می رود.
وی اسب چوبی را بزرگترین نماد همبستگی و پیوند سبزوار معرفی کرد و گفت : البته منظور از سبزوار در اینجا نه تنها سبزوار جغرافیایی کنونی بلکه اقلیم فرهنگی سبزوار است که بر اساس گسترش فرهنگ سربداران از منطقه شمال ایران تا مناطق شرق ، جنوبی و قسمت هایی از کشور روسیه سابق را شامل می شود و اوج گیری گسترش فرهنگی سبزوار در دوران سربداران است.
این محقق تاریخ سبزوار اظهار داشت: مبداء آئین زیبای اسب چوبی سبزوار است ولی در شهر های اطراف چون بردسکن ،نیشابور ،بیارجمند و حتی ترکمنستان و تاجیکستان هم این مراسم اجرا می شود.
وی در مورد اجزا و نحوه ساخت اسب چوبی نیز گفت: اسب چوبی از دو مستطیل و دو دایره که محیط بر مستطیل است، یک دایره که در اصطلاح محلی به آن “قلبر” گفته می شود و بازیگر در آن قرار می گیرد و دو بند که به اسب وصل شده و آن را بر شانه بازیگر قرار می دهدتشکیل شده است.
طبق تعریف وی در اطراف فضای مستطیل شکل هم پارچه قرار دارد که تا پای بازیگر را می پوشاند، گردن اسب که به بدن اسب وصل می شود و سر اسب چوبی که معمولا از پارچه است دیگر اجزای اسب چوبی است.
وی توضیح داد :بازیگر در میان قلبر قرار می گیرد و با حرکات پا و فریاد همراه با سازها و آواهای محلی نقش آفرینی می کند، حرکات دست ،پا ، شور گرفتن و ضربات چوب بازی بازیگر دقیقا حرکات و حالت یک شمشیر زن یا حرکاتی مانند زمان درو گندم و شکر گزاری خداوند است.
وی افزود : برای ایجاد توازن در حرکت اسب چوبی از سازهای کوبه ای مانند سرنا و ساز هم استفاده می شود.
عبدالله زاده گفت : امروزه آئین اسب چوبی به عنوان یک مراسم مضحک و خنده دار در جشن های عروسی و ختنه سوران استفاده می شود .
خوشبختانه در سبزوار هنوز هم نشانه هایی از رقص ها و آئین های محلی وجود دارد چنانکه در مراسم جشن های عروسی، استفاده از رقص های محلی همچنان پا بر جاست هرچند ممکن است افراد بطور کامل ندانند حرکات دست و پا در این رقص ها نشانه چیست و در گذشته این حرکات به چه دلیل انجام می شده ولی مردم سبزوار همچنان رسوم گذشتگان خود را حفظ کرده اند.
آئین اسب چوبی هم اکنون در مراسم جشن و سرور ، عروسی ها، ایام عید نوروز و همچنین در یکی از بزرگترین نمایش های آیینی ،میدانی با عنوان “غم بارا شادی بیا” در آخرین چهارشنبه سال در برخی روستاهای این شهرستان از جمله روستای طبس سبزوار اجرا می شود.
آئین “اسب چوبی ” تا کنون توسط هنرمندان شهرستان سبزوار در جشنواره های منطقه ای ، کشوری، جشنواره فیلم فجر و حتی درکشورهای آلمان و روسیه به اجرا در آمده که افتخاری برای این شهرستان است.
غرفه ای از موزه مردم شناسی سبزوار نیز به معرفی آیین اسب چوبی اختصاص یافته است.
منبع : وب سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی
+
نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 20:11 توسط ابوالفضل طبسی
|
همزمان با موالید مسعود نبی اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) و در شب 22 بهمن ماه برای اولین بار یک قسمت از 5 قسمت مستند تیار در روستای پادر به روی پرده رفت. این فیلم که تازه مراحل تدوین و صداگذاریش به پایان رسیده بود در مراسم ویژه ای که کانون فرهنگی هنری والقلم روستای پادر تدارک دیده بود با حضور پرشور مردم برگزار گردید. در این مراسم با شکوه و سرشار از نشاط سید رضا علوی از هنرمندان فرهنگی روستا با اشعار محلی و بسیار بسیار شنیدنی تماشاگران را به وجد آورد ، سپس چند مسابقه ی بومی هم برگزار شد که واقعاً دیدنی بود. مستند تیار از برنامه های ویژه مراسم بود که پخش گردید و با استقبال مردم روبرو شد. این فیلم که تابستان 90 تهیه و تولید شده بود پس از مراحل فنی به روی پرده رفت. در این مستند خلیل خسروانی به عنوان تصویربردار، حسین اسماعیلی صدابردار،محسن سنگ سفیدی صداگذاری و تدوین و... از عوامل اصلی به شمار می آیند. این فیلم با همکاری دانشگاه حکیم سبزوار (تربیت معلم سبزوار) ، دفتر خبر صدا و سیمای سبزوار، شورای اسلامی، دهیاری و کانون والقلم روستای پادر تهیه و تولید گردید. پس از اکران تیار فریادهای الله اکبر اهالی پادر همزمان با سراسر کشور انجام گرفت . نمایش طنز از دیگر برنامه های جالب این جشن بود که بسیار مورد توجه همگان واقع گردید.
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 12:14 توسط ابوالفضل طبسی
|
نامش سید علی ست . مدتهاست که او را می شناسم و به سبب اینکه می داند من به نمایش تعزیه علاقمندم رفتار خیلی خوبی با من دارد طوریکه هر وقت با او روبرو می شوم برایم شبیه می خواند . تابستان برای تولید مجموعه ای مستند به روستایشان رفته بودم قرار بود کسی از چاووشی خوانان روستا برایمان چاووشی بخواند ولی به موقع ضبط برنامه تاخیر کرد و گروه لحظاتی منتظر شد . من به مسئول هماهنگی روستا که کارها را برایمان راست و ریست می کرد گفتم سید علی نمی تواند چاووشی بخواند گفت چرا ولی اون مخالف خوان است و صدایش مخالفی ست / گفتم حالا بگین بیاد تا ببینیم چی میشه . سید علی با اشتیاق و انرژی آمد و به محض ورودش شروع به خواندن کرد .بعد از چند لحظه ای که بیکار مانده بودیم طبیعتا چهره بچه ها درهم شده بود و چاووشی سید علی روح تازه ای را به گروه تزریق نمود . سید علی چیزهائی را می خواند که تا حالا من نشنیده بودم و واقعا برایم تازگی داشت . با توجه به اینکه من محو خواندن سید شده بود گروه آماده شده بود برای ضبط و کارما انجام گرفت. بعد از ضبط و استحرات گروه سید شروع کرد به رجز خوانی او خواند و من لذت بردم . خودش می گفت سه سال است که به اصرار خانواده اش دیگر شبیه نخوانده و انگار عقده ای در دلش شده بود. می گفت حتی نسخه هایم را هم گم و گور کرده اند . خلاصه سید خواند و خواند و خواند من هم به احترامش مدت طولانی تری به گروه استراحت دادم تا غم دلش را بیرون بریزد . سید علی تعزیه را خیلی خیلی سنتی می خواند به همان سبک سالهای ماضی از اشعارش معلوم بود می گفت گدار من با همه فرق می کند شبیه را باید از روی نسخه بخوانی و نسخه را هم باید درست بخوانی وگرنه به مولف جفا کرده ای . چه درد سر این آقای سید علی جای ویژه ای توی این دل ما باز کرد و من حسابی بهش علاقمند شدم او هم فهمید که گوش من یارای شنیدن حرفهایش را دارد شروع به گلایه کردن کرد و می گفت دیگه ما از دور خارج شدیم شبیه هم مثل گذشته نیست حالا اگه خودم هم بخواهم نمی توانم شبیه بخوانم چرا که مجالس ما از چرخه ی مصرف خارج شده و جوانهای ما از روی این سی دی هائی که متاسفانه همه جا باب شده تعزیه می خونن که من اصلا موافق نیستم هرچند که باید از هر درختی میوه های خوبش را چید ولی من بیشتر معتقدم که شبیه خوانها از سی دی ها تقلید می کنند و اصالت تعزیه رو از بین می برند. من به نقل سید علی گوش می دادم ولی خودش متوجه شد که گروه بخاطر من بیکار است از همه معذرت خواهی کرد و رفت ولی فکر مرا به خودش مشغول نمود . بعد از تابستان چند بار خواستم به سراغش بروم ولی متاسفانه محقق نشد تا اینکه قسمت شد دوباره برای مستند داستانی بیرق عشق به پادر بروم و یکبار دیگر پای نقل سید علی بنشینم و اتفاقا اینبار محرم هم بود و سید هم آماده از همه جهت . به سید گفتم برو نسخه ات را پیدا کن که خیلی باهات کار دارم گفت بعید می دونم پیداش کنم ولی هر چی بخوای از بر برات می خونم. هر روز برای ضبط بیرق عشق رفتم برایم حافظه اش را ریکاوری کرد و مخالف خواند و روزی که کار ما در پادر به پایان رسید بیاضش را پیدا کرد و من بهش گفتم آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ودر پایان گفتم خداحافظ پادر سلام.
قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
گدار یعنی زمینه
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 12:19 توسط ابوالفضل طبسی
|
این روزا همزمان با تولید فیلم مستند داستانی بیرق عشق / سرود ملی شهرستان جغتای را هم کار می کنم به همین منظور شعر چرخ و فلک هلالی جغتائی را تقدیم به دوستان عزیز می کنم . امیدوارم مور پسندتون واقع بشه.
من كيستم تا هر زمان پيش نظر بينم تو را ؟
گاهي گذركن سوي من ، تادرگذر بينم تو را
افتاده بر خاك درت ، خوش آنكه آيي بر سرم
توزير پا بيني و من بالاي سر بينم تورا
يك بار بينم روي تو دل را چسان تسكين دهم ؟
تسكين نيابد ، جان من ، صد بار اگر بينم تورا
از ديدنت بيخود شدم ، بنشين ببالينم دمي
تا چشم خود بگشا يم و بار دگر بينم تو را
گفتي كه:هر كس يك نظر بيند مرا جان مي دهد
من هم بجان در خدمتم ، گر يك نظر بينم تو را
صد بار آيم سوي تو ، تا آشنا گردي به من
هر بار از بار دگر بيگانه تر بينم تو را
تا كي هلالي را چنين زين ماه ميداري جدا ؟
يارب كه اي چرخ فلك زير وزبر بينم تورا
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:21 توسط ابوالفضل طبسی
|